** نقشه راه چیست؟
ما پیر می شویم زودتر از زمانی که تقویم ها نشانمان داده اند زیر سنگینی ِ حرف های ماسیده روی زبان عشق های ماسیده روی دل و فکرهای ماسیده روی ذهن، وقتی که عرصه ای برای جولان نداشته باشند. عبارت بالا مربوط به خانم توحید لوست.
و من بدون مقدمه در تکمیل این عبارت، از آنجائیکه اخلاق، دغدغه ی اصلی من و ما، ... و کمبود و نیاز اجتناب ناپذیر جامعه است، ... و با این امید که توانسته باشم ارتباطی بین عبارات برقرار نمایم، اضافه می کنم:
و ما زود پیر و فرسوده می شویم پیش از آنکه خود را پس از یک دوره ی سخت و طاقت فرسا تلاش برای زندگی آسوده و بهره گیری از حداقل ثمره ی تلاشمان، آماده کنیم! به یک چشم به هم زدنی! عشق های مجازی و وابستگی های مجازی و علاقه های مجازی و خوش خیالی ها و انتظارها از دنیای مادی و مجازی، بیش از آنچه فکر می کردیم، پوشالی بوده است ! وعده های پی در پی و شنیدن ادعاهای غیرواقعی به ما اجازه و فرصت نمی دهد تا به غیر اصیل بودن این ادعاها پی ببریم و بنابر این، در دام این خیالات، زودتر از آنکه فرصت جبران مافات پیدا کنیم، پیر می شویم، و پس لرزه های این زود دیر شدن ها نیز ضربات نهایی را وارد می سازد.
زودتر از آنکه فرصت پیدا کنیم تا از شرمندگی وجود خود، به خاطر برخی ساده لوحی ها، و تفکرات ناپخته و اعتمادهای بی پایه و بدون پشتوانه، خارج شویم پیر می شویم، و ما ... و ما ... و ما....!
نتیجه عملی و اخلاقی: جسم پیر می شود و اگر مراقبت نکنیم، به خاطر دلبستگی های سطحی و دنیوی، روح هم به دنبال آن، به همین شکل، قربانی می شود! استعداد و خلاقیت، پیر می گردد، استعداد ظرفیت های خود را از دست می دهد! خلاقیت چراغش خاموش می گردد! زمان به سرعت می گذرد و به عقب هم باز نمی گردد! فرصت از دست رفته دوباره بدست نمی آید! و ما همچنان، سراب را آب می بینیم و در انتظار رسیدن به آن! پس نتیجه اخلاقی اینکه در هر شرایطی ، حتی چنانچه هیچکدام از توانایی های بالقوه و اصیل، عرصه ای برای جولان نیابند، ضمن آنکه نباید دست از تلاش بر داشت، باید از سطح انتظارات و توقعات، کاست، تنها و تنها با خدا و وجدان، معامله کرد و در همه حال، اعم از سیاست ورزی، رفتارهای فرهنگی، تعاملات اجتماعی، و افعال فردی، اخلاقی بودن و اخلاقی ماندن و اخلاقی و ایمانی زیستن، را سرلوحه زندگی و حیات قرار داد ... که رستگاری در انتخاب و پیمودن همین مسیر است! و به عبارتی، نقشه ی راه همین است!
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 17:20 توسط
|
چون روزنامه نگارم، و روزنامه نگار کنشگر سیاسی نیست، متعهدم تا مستقلانه بیاندیشم، نظاره گر مستقل باشم، مستقل بنویسم، تحلیل کنم، صدای مردم باشم، بپرسم و نقد کنم! و ایضاً انتقادپذیر و اخلاقی هم باشم!