روحانی و عذرخواهی مسوولانه !
اندیشه و اخلاق: این یادداشت رو پس از گفت و گوی اخیر حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی برای سایت شبکه ایران (اینجا) نوشتم.
من از ملت ایران به خاطر نحوه توزیع سبد کالا عذرخواهی می کنم!این جمله ای بود که بر زبان حسن روحانی جاری شد که نمونه اش کمتر در تاریخ 35 ساله انقلاب اسلامی شنیده شده بود ، آنهم از نوع مسوولانه اش.
رییس جمهوری روحانی در آخرین گفت و گوی تلویزیونی و گزارش به مردم، درست زمانی که او و مردان اقتصادی اش ، آماج انتقادهای تند منتقدان وحتی برخی دوستان خیرخواه به دلیل اجرای نه چندان رضایتبخش مصوبه اهدای سبد کالای حمایتی برای اقشار ضعیف جامعه قرار گرفت، بی آنکه خواسته باشد به دفاع چشم بسته و بی توجه به انتقادات، از اقدام جدید دولت بپردازد، در مقابل دیدگان مردم ایستاد، و در یک جمله از آنان عذرخواهی کرد و مسوولانه مسوولیت هر انچه اتفاق افتاده بود را پذیرفت.
روحانی نه دولت پیشین را بدلیل اجرای غیرعلمی طرح هدفمندسازی یارانه ها مورد شماتت قرار داد که اگر هم چنین کاری می کرد اشکالی به سخنانش وارد نبود، و نه از اوضاع نابسامان صندوق به ارث رسیده از دولت یازدهم سخن به میان آورد تا آن را دست مایه ای برای خروج از فشار انتقادها قرار دهد!
او نگفت که بر سر 760 میلیارد دلار درآمد نفتی 8 سال گذشته چه آمد، رییس جمهور یادآور نشد که دولت را با حجم وسیعی از مطالبات و درخواستهای اجابت نشده بدست گرفت، روحانی نگفت که تولید در کشور بدلیل اجرا نشدن صحیح قانون هدفمندی و برخوردار نشدن از سهم افزایش قیمت انرژی زمین گیر شده و دست و پا می زند! او به اثرات مخرب دیپلماسی و سیاست خارجی دولت پیشین که تحریم های شکننده را به ملت تحمیل کرد، اشاره نکرد و ...
او تنها امید داد و مسوولیت پذیرفت و ملت را به حمایت از دولت برای حل مشکلات بر زمین مانده فراخواند.
آنچه بیشتر از هر موضوعی در سخنان حسن روحانی برجسته شد حرکت در مسیر نهادینه شدن ، پذیرش مسوولیت عملکردها و نهادینه شدن امر پاسخگویی به افکار عمومی از سوی مسوولان بود.
پیام روحانی این بود که باید مسوولیت اشتباه و نقص و ایراد را تحت هر شرایطی حتی اگر بخش قابل توجهی از آن به عملکرد گذشتگان برگشته باشد، در موقعیت حقوقی ، پذیرفت و با مردم صادق و شفاف بود. و روحانی این کار کرد.
زمانی که فرهنگ پاسخگویی به افکار عمومی و مسوولیت پذیری در یک جامعه و جغرافیای سیاسی و ملی و سیستم حکومتی نهادینه گردید و دولتی خود را مسوول اعمال خود ودر عین حال برآمده از متن و بطن و رای جامعه دانست و شجاعانه اعتراف به اشتباه و اجرای ناقص یا حتی ناموفق یک برنامه کرد و در نتیجه آن را یک فرصت برای خود تلقی کرد و نه یک تهدید و مردم را ولی نعمت خود دانست ، متعاقبا مردم و افکار عمومی خود را جدای از دولت برآمده از رای مردم نپنداشته و در جای خود، سخاوتمندانه در عین نظارت و کنترل اعمال دولت، چشم بر برخی اشکالات و ایرادات، بسته و تردیدی در همراهی دولت صادق ، به خود راه نخواهد داد.
امید آنکه این حرکت ، آغازی تازه در مسیر نهادینه شدن این فرهنگ در منش و روش مسوولان ونهادهای برآمده از رای مردم باشد و با این توضیح، آیا این دست آورد کمی برای دولتی های مسوولیت پذیر و دموکراسی های نوپاست؟
بر خلاف تصور منتقدان تندرو دولت تدبیر و امید، عذرخواهی و مسوولیت پذیری ، نقطه قوت روحانی شد و نه نقطه ضعف !
بخشی از آن، به چگونگی رشد "آقای مدیر"! اختصاص داشت و بنده بنای بحث در خصوص این بخش از مقاله را ندارم، زیرا پیام خانم لامع زاده به روشنی و شفافیت، به مخاطب انتقال یافت، به بیان فضایل و ویژگی های منحصر به فرد مرحوم، فقید سعید، "احمد بورقانی" پرداخت که بسیار به جا و قابل تامل و تا حدودی نیز نوستالوژیک بود! نوستالوژیک از آن حیث، که گذشته و یاد بزرگانی چون بورقانی را در خاطره ها زنده کرد!
چون روزنامه نگارم، و روزنامه نگار کنشگر سیاسی نیست، متعهدم تا مستقلانه بیاندیشم، نظاره گر مستقل باشم، مستقل بنویسم، تحلیل کنم، صدای مردم باشم، بپرسم و نقد کنم! و ایضاً انتقادپذیر و اخلاقی هم باشم!