** دعای کمیل به یاد ماندنی در سالگرد احمد بورقانی!

 

                آینده: دیشب، دعای کمیل به یاد ماندنی در منزل زنده یاد "احمد بورقانی" دوستدعای کمیل سال 89 در منزل زنده یاد احمد بورقانی داشتنی همزمان با سومین سالگرد درگذشت این عزیز برگزار شد. متفاوت از همه ی دعاهای کمیلی که تا به حال شرکت کرده بودم. دعای کمیلی، واقعی و غیرکلیشه ای، در منزلی که یک شخصیت فرهنگی و مومن و متدین غیرکلیشه ای در آنجا به دنیا آمد، دوران پرباری را سپری کرد و زیست و پس از سالها خدمت خالصانه و بی توقع، به مردم این مرز و بوم، بطور ناگهانی درگذشت و همگان را داغدار و حیرت زده ساخت!

دوستانی که در مراسم شرکت داشتند، هرچند جسم مادی احمد را در میان خود نداشتند اما با یاد احمد  و مدد گرفتن از روح معنوی این عزیز، چه راز و نیازهایی که با خدای خود نکردند!، و چه اشک هایی خالصانه ای که با دلهای شکسته نریختند!

از در و دیوار این خانه، مظلومیت و پاکی و صداقت، می ریخت! گویی در و دیوار با زبان بی زبانی شهادت می دادند که روزی در این فضا و چهار دیواری عزیزی نفس می کشید و زندگی می کرد که شاید نمونه اش تا سالها در این کشور تربیت نشود! همسر و فرزندان قدرشناس احمد عزیز نیز به خوبی حق مطلب را ادا کرده و می کنند و البته دوری پدری با ویژگی های کم نظیر را به سختی  و با ناباوری، همچنان مظلومانه تحمل می کنند! خداوند صبرشان دهد!    

اما اینکه در زادگاه احمد آقا دعای کمیل رو برغم معنویت حاکم بر فضا و دعا، بدون حضور احمد بورقانی بخوانی بسیار بسیار سخت و طاقت فرسا بود! گویی نفس در سینه حبس و قلب انسان، در حال از تپش افتادن بود و در خاتمه اینکه جای احمد در شرایط کنونی بسیار خالی است خیلی خالی...!

روحش شاد و یادش گرامی

** زندگی را بیفروزیم!

 
             
             آینده: تاکنون شده که فارغ از جنجالها و شلوغی زندگی، رفتار و کردار خودمون رو در موقعیت های گوناگون از جمله در مواقعی که زندگی بر وفق مراد ما نیست مورد توجه و ارزیابی قرار دهیم؟!
معمولا آدما در حرف، مدعی انساندوستی، و مدارا و انعطاف نسبت به همنوعان خودشون هستند! آیا به واقع همینطوره؟ یعنی اگه یه روزی زمانه وفق مُراد و در مسیر دلخواه ومطلوب ما نبود، دست از عمل اخلاقی دوست داشتن همنوعانمون برنخواهیم داشت و اوضاع و شرایط موجب نخواهد شد تا تنها منافع خود را ببینیم و دیگران را فراموش کنیم؟!
بنابر بر این، تو هر شرایطی باید همنوع رو دوست داشت و خدمت به مردم رو در سبد اصلی برنامه های زندگی قرار داد، حتی اگر حوادث ناگوار و برخوردهای غیرانسانی و غیرشرافتمندانه ی برخی آدمای نادان و سودجو و فرصت طلب، تردیدهایی هر چند موقت در ما ایجاد نماید! تنها در این صورت است که زندگی زیبا و دوست داشتنی می شود.
 زنده یاد سیاوش کسرائی شرایط را اینگونه ترسیم می کند:
                       آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن.
                       در غم انسان نشستن،
                       پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن.
                       آری آری زندگی زیباست.
                       زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست.
                       ...
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست.
                       ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.
نتیجه اخلاقی: گمان نبریم اگر تنها خودمان را دیدیم و دیگران را به هر بهانه و دلیلی، دلیل درست یا غلط ، ندیدم و برای خود هم توجیهی به ظاهر عامه پسند، یافتیم، زندگی برایمان مطلوب و زیبا خواهد شد! به قول سیاوش، چاره ای نداریم جز آنکه زندگی را با شادمان ساختن مردم، و پاک کردن غم از چهره ی انسانها، زیبا و شادمان کنیم! و زندگی را آنگونه که باید، بیفروزیم!! 

** سران عرب و توفیق اجباری برای تغییر !!

 

                    آینده: اتفاقات و تحولات اخیر در برخی کشورهای عربی از جمله تونس و مصر، که در اولی منجر به سرنگونی و فرار رییس دولت، "زین العابدین بن علی" و دومی تغییر نخست وزیر و قرار گرفتن رییس جمهور دیکتاتور "حسنی مبارک" در آستانه سرنگونی، پیامدهای دیگری نیز به همراه داشته که از اهمیت ویژه ای برخوردار است و باید از آنها به عنوان ثمرات غیرقابل اجتناب حرکت های مردمی صورت گرفته در این کشورها یاد کرد.

نخست آنکه، این اتفاقات، هرچند ناامنی در میان کشورهای عربی خط مقدم با اسرائیل تلقی می شود، ...

                        متن کامل >>

ادامه نوشته

** خوب بودن هزینه ای نداره!

 

               آینده: امروز به یکی از دوستان عزیز رسانه ایم برخوردم و با هم کلی درد و دل کردیم. بهش می گفتم، بعضی وقت ها از بعضی از آدما دلم می گیره‬‫ معتقدم که خوب بودن و اخلاقی بودن بسیار کار ساده و کم هزینه ای است پس حالا که اینجوریه چرا آدم ها سعی نمی کنن خوب باشن‬‫؟ البته نه همه ی آدما بلکه ‬‫بعضی هاشون !

‬‫چرا آدما فقط برای خودشون زندگی می کنن و همه چیز رو برای خودشون می خوان و به فکر هم نوعانشون نیستن؟‬ نه تنها به فکر همنوعان و هم مسلکی هاشون نیستن بلکه بعضی آدما همدیگر رو فریب هم می دهند ! تا به قیمت قربانی کردن دیگران خودشون را فربه می کنن! خودخواهی از این بالاتر؟!

عجیبه! آدما هزینه های سنگینی رو متحمل می شن که دیگران رو دوست نداشته باشن و از زیر بار این نعمت الهی فرار کنن یا فقط به ظاهر دوست داشته باشن در صورتیکه با کمترین هزنیه می تونن خوب بشن و دیگران را همانطوری دوست بدارن که خودشون رو دوست دارند و همانطوری دوست بدارن که انتظار دارند دیگران اونها رو دوست داشته باشن!

نتیجه اخلاقی: هر چند خوب بودن و دوست داشتن دیگران بسیار کم هزینه و کم زحمت است، اما حتی اگه این هنر و اراده درونمون نبود که دیگران رو دوست داشته باشیم و فقط اصرار بر این داشتیم که خودمون رو دوست داشته باشیم لااقل، این دوست داشتن خود، رو به قیمت فریب دیگران نخواهیم! اینگونه بودن نیز هنر است که برخی افراد این هنر رو هم ندارن!

این یادداشت رو با زبان محاوره  روزمره نوشتم تنها به این خاطر که احساس کردم اثرش بیشتر است. شنیدیم که "سخن کز دل بر آید/ لاجرم بر دل نشیند."