** تبرئه سوریه؛ سعد حریری و روند مذاکرات صلح!
سعد حریری روز گذشته در سخنانی غیرمنتظره اظهارات شاهدان مربوط به ترور رفیق حریری را غیرواقعی خواند و اعلام کرد سوریه در ترور پدرش هیچگونه دخالتی نداشته و عملا دمشق را از این اتهام مبرا دانست.
این سخنان درحالی مطرح شد که در طول ۵ سال گذشته و پس از ترور حریری نخست وزیر وقت لبنان که روابط نزدیکی نیز با آمریکا داشت، روابط بیروت و دمشق در پی اتهام وارده به سوریهبه شدت رو به سردی گرایید تا جایی نیروهای نظامی سوری مستقر در لبنان ناچار به ترک این کشور شدند، و تقریبا تردیدی در این موضوع در میان بخشی از افکار عمومی و تحلیل گران سیاسی باقی نماند که سوریه طراح اصلی ترور رفیق حریری بوده است.
با توجه به اوضاع سیاسی و تحولات منطقه ای، به سخنان و اظهارات جدید سعد حریری باید از زوایای مختلف نگریست و به تحلیلو بررسی موضوع پرداخت.
یکی از تحلیل ها به نظر نگارنده می تواند ناظر بر آغاز مذاکرات صلح میان فلسطین و اسراییل با میانجیگری ایالات متحده صورت پذیرد. فشارهای دولت آمریکا بر دولت لبنان در آستانه مذاکرات رهبران فلسطینی و اسراییلی برای پایان دادن به بیش از نیم قرن تخاصم و جنگ، خود می تواند از علل اصلی ای تلقی شود که در نتیجه ی این فشار واشنگتن بستر لازم، برای کشاندن دمشق به پای میز و جریان مذاکره به عنوان یکی از طرف های اصلی جنگ های طولانی مدت خاورمیانه باشد.
گمانه زنی هایی که تاکنون درباره چگونگی ترور حریری صورت گرفته بود و از سویی مسوولیتی که بر دولت دمشق در این ارتباط سایه افکنده بود این کشور را بیش و پیش از هر عامل ثالث دیگری مسوول این واقعه معرفی می کرد تا آنجایی که دادگاه بین المللی رسیدگی به این حادثه نیز بخشی از پرونده اش به رابطه سوریه و حزب الله با این ترور اختصاص یافته بود که البته طی هفته های اخیر دبیرکل حزب الله لبنان با رد قاطعانه ی این اتهام ، ترور را با ارائه مستندانی متوجه دولت اسراییل کرد اما با توجه به موضع اخیر سعد حریری، و تحولات جدید خاورمیانه بعید نیست که رهبران دمشق پذیرفته باشند که در قبال تبرئه از چنین اتهامی حاضر شوند در تحقق نتیجه این مذاکرات به عنوان یکی از طرف های اصلی و تاثیر گذار نقشی تاثیرگذار ایفا کنند، و البته رفتارهای و اقدام های سیاسی حداقل یکسال اخیر سوریه از جمله پذیرش میانجیگری برخی کشورهای منطقه از جمله ترکیه برای حل اختلافات با اسراییل نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.
از سویی شرایط موجود سیاسی، عزم دولت ایالات متحده، حمایت رهبران دولت های عربی و البته نه قاطبه ی افکار عمومی عرب منطقه، و سایر فاکتورهای که ادامه روند صلح و تحقق آن در یک سال آینده را اجتناب ناپذیر کرده این احتمال را افزایش می دهد که میان دمشق و واشنگتن، چنین توافقی صورت گرفته و سخنان اخیر سعد حریری نیز ناشی از خواست و فشار دولت اوباما باشد.
همچنین به نظر نگارنده سفر اخیر بشار اسد رییس جمهوری سوریه به لبنان پس از ۵ سال تیرگی روابط که در معیت ملک عبدلله پادشاه عربستان صورت گرفت را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد.
معتقدم که تحولاتی از این دست که در ماههای اخیر در حال رخ دادن است خود اتفاقاتی است تا زمینه های لازم و بستر مناسب برای صلح در خاورمیانه و تشکیل دو دولت اسراییل و فلسطینی را آماده و مهیا سازد.
البته مخالفت بخش قابل توجهی از مردم عرب منطقه، مخالف های جمهوری اسلامی روند مذاکره که به درگیری لفظی رهبران فلسطینی در کرانه باختری و رییس دولت ایران انجامید، همچنین، سکوت معنادار برخی دولت های منطقه از جمله ترکیهو البته مخالفت و سرسختی جنبش حماس را نیز در این پروسه نباید از نظر دور داشت که خود در توفیق یا عدم توفیق نتیجه مذاکرات بی تاثیر نخواهند بود!
تا این لحظه تحلیلگران و آگاهان سیاسی واکنشی مشخص، در قبال موضع اخیر سعد حریری و تحلیل ارتباط این موضعگیری با رخدادها و تحولات اخیر منطقه صورت نداده اند اما این به معنای بی ارتباطی آن با تحولات نیست لذا باید منتظر ماند و در هفته آتی و با شفاف تر شدن مسائل، به اظهار نظر روشن تر در این خصوص پرداخت.
چون روزنامه نگارم، و روزنامه نگار کنشگر سیاسی نیست، متعهدم تا مستقلانه بیاندیشم، نظاره گر مستقل باشم، مستقل بنویسم، تحلیل کنم، صدای مردم باشم، بپرسم و نقد کنم! و ایضاً انتقادپذیر و اخلاقی هم باشم!