میر حسین موسوي‘ در قامت یک سوسيال دموكرات اصلاح طلب!
موسوي‘ كه يك دوره كشور را در شرايط ويژه و الزامات ناشي از پيروزي يك انقلاب مردمي ‘ و در يك شرايط جنگي و غيرعادي اداره كرد‘ درحوزه اقتصاد ‘ با تكيه و بهره گيري از نظريات اقتصاد دولتي و دوري از اقتصاد بازار آزاد و سرمايه داري و در حوزه سياست خارجي‘ با بهره گيري از روحيه و روشهاي انقلابي‘ مبارزه و مقاوت در برابر استعمار و مقابله با توطئه هاي قدرت هاي سلطه گر را سرلوحه ي برنامه هاي خود قرار داد كه البته ضرورت بهره گيري از اين سياست ها بايد در شرايط زماني خود مورد توجه و بررسي قرار گيرد. زيرا براي اداره يك كشور انقلابي و در عين حال درگير جنگ سنگين و هجوم منظم نظامي‘ بطور طبيعي بهترين انتخاب‘ حاكميت اقتصاد دولتي و كنترل شده است و صاحبنظران نيز با توجه به تجارب تاريخي در دنيا‘ اين روش را مطلوب ترين روش براي چرخش اقتصاد يك كشور در حال جنگ مي دانند و بر آن صحه مي گذارند.
انقلابي گري در حوزه سياست خارجي و مقاومت در برابر سلطه ي بيگانه و سر دادن شعارهاي ضد استعماري و آشتي ناپذيري با دنياي استكباري نيز از خصائص و ويژگيهاي هر انقلابي مي باشد كه البته با پايان اين دوره و تثبيت سيستم و پايه هاي دولت انقلابي ‘ دوران تنش زدايي و انعطاف با دنيا آغاز مي شود. ( اينكه آيا جمهوري اسلامي پس از سي سال‘ به اين قاعده ي ضروري و اجتناب ناپذير عمل كرده يا نه ‘ موضوع بحث اين مقاله نيست.)
مهندس موسوي با آن تفكرات و نظرات كه به بيش از بيست و اندي سال پيش باز مي گردد و پس از يك دوره ي طولاني دوري از مصادر اجرايي‘ با شعارهاي جديد كه اين روزها از زيان خود ايشان و مشاورانش مي شنويم وارد عرصه انتخابات و آمادگي براي بدست گيري سكان اجرايي كشور شده است.
يكي از شعارهاي موسوي كه طي هفته هاي اخير بسيار از زبان ايشان شنيده ايم‘ اهميت نقش اقشار فقير‘ كم درآمد و ضعيف جامعه در برهه هاي مختلف انقلاب و ضرورت توجه مسوولان كشور به اين قشر و بهره گيري از توان اين توده ها درعرصه هاي مختلف است و به معنايي احياي دوباره گفتمان انقلابي و تحقق يكي از شعارهاي و آرمانهاي اصلي انقلاب يعني بحث عدالت و مبارزه با استضعاف و حمايت از مستضعفين است.
اين تاكيد موسوي در آخرين بيانيه ي ايشان و اعلام حضور قطعي در رقابت هاي انتخابات دهم رياست جمهوري نيز را ملاحظه كرديم. نخست وزير دهه ي شصت انقلاب اسلامي در بخشي از بيانيه ي خود آورده است: "مستضفعان مطمئن ترين پايگاه براي ارزش هاي برآمده از انقلاب اسلامي و آماده ترين قشر براي اصلاح گري و پايبندترين پشتوانه براي اصول و اصولگري هستند."
اما مفاد بيانيه مذكور در حوزه اقتصاد به همين عبارت خلاصه نشده بلكه در جايي ديگر بر ضرورت توجه و اجراي اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسي و بحث جدي خصوصي سازي در كشور تصريح شده است.
طرح دوباره گفتمان انقلابي و حمايت از اقشار فقير و كم درآمد و تاكيد بر حل مشكلات اين اقشار از يك سو بايد ناشي از نگاه عدالت گرايانه ي مهندس موسوي به جامعه باشد و تصريح بر ضرورت اجراي اصول مربوط به خصوصي سازي اقتصاد كشور و به تعبيري كوچك سازي دولت و واگذاري امور اقتصادي و بازرگاني‘ تجارت‘ صنعت و توليد به بخش خصوصي و تقويت وظيقه ي نظارتي و سياست گذاري دولت‘ نيز حكايت از توجه بيشتر ايشان به نظريات اقتصادي تجربه شده ي در دنيا در دهه هاي اخير و به تعبيري اقتصاد باز و آزاد مي كند. اما ترديدي نيست كه اين نظرات بايد هرچه بيشتر براي مردم و جامعه كارشناسان و صاحبنظران تبيين و تشريح شود.
اما بخش ديگري سخنان موسوي به حوزه اجتماعي و بحث آزادي هاي قانوني در جامعه مربوط مي شود آنچنان گفته است: "جا دارد كه ارزش هاي آزادي در اين عصر مورد توجه چندين باره قرار گيرد." و همچنين تجديد نظر در سياست ها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامي بار ديگر در اطلاعيه نخست وزير دهه ي نخستين انقلاب اسلامي‘ به عنوان فاكتور مهم مورد توجه و تاكيد قرار گرفته است. هرچند اين قلم معتقد است كه هنوز به اندازه ي كفايت‘ بحث گفتمان انقلاب اسلامي و علت طرح دوباره ي آن‘ تبيين نشده است.
البته در ارتباط با برنامه هاي آقاي موسوي و نظرات ايشان در حوزه ي سياست خارجي در هفته هاي گذشته به اندازه كافي شنيده ايم كه نخست وزير دوران دفاع از مرزهاي كشور و مقاومت در برابر تجاوزگري بيگانه‘ همچنين مقابله با استعمار و افزون طلبي برخي قدرت هاي بزرگ دنيا‘ در حال حاضر و در شرايط تثبيت‘ موضع تنش زدايي‘ سياست هوشمندانه و پرهيز از قرار گرفتن در برابر اجماع قدرت هاي بزرگ‘ با حفظ استقلال و منافع كشور را مورد توجه قرار داده است.
اين قلم‘ با عنايت به نكات پيش گفته و تحليل نظرات و سخناني كه ايراد شده ‘ معتقد است كه از مهندس موسوي در حد اطلاعاتي كه در اختيار داريم‘ مي توان به عنوان يك شخصيت سياسي "سوسيال دموكرات" در عرصه ي اقتصاد و فرهنگ و سياست جامعه ياد كرد. و البته بايد منتظر ماند و ديد در عمل نيز با توجه به فضا و گفتمان حاكم بر جامعه و فرهنگ كشور‘ همچنين موقعيتي كه به لحاظ اقتصادي و سياسي در آن قرار داريم‘ امكان تحقق آن وجود دارد؟ و آيا نفع جامعه در اين است؟
بحث نظري ديگري هم در روزهاي اخير از سوي صاحبنظران‘ كارشناسان ‘ هواداران و منتقدان مهندس موسوي مطرح شده از جمله اينكه نوع نگاه به جامعه و سياست و اقتصاد بر محور پوپوليسم مي چرخد يا پلوراليسم؟ كه تاكنون بحث در اين زمينه به صورت آكادميك و نظري از سوي ايشان مطرح نگرديده و به سوالات مطرح شده در اين خصوص پاسخ لازم داده نشده كه بتوان درباره آن به بحث و تبادل نطر پرداخت‘ اما نبايد از نظر دور داشت كه اهميت اين مباحث‘ كمتر از تامين نان و آب مردم نيست و چه بسا ارتباط مستقيم با رفاه آنان و پيشرفت و توسعه كشور دارد كه در اين زمينه بايد بحث مفصل و جداگانه كرد و فرصت طرح آن در اين مقاله نيست.
چون روزنامه نگارم، و روزنامه نگار کنشگر سیاسی نیست، متعهدم تا مستقلانه بیاندیشم، نظاره گر مستقل باشم، مستقل بنویسم، تحلیل کنم، صدای مردم باشم، بپرسم و نقد کنم! و ایضاً انتقادپذیر و اخلاقی هم باشم!