جناب آقاي طاهرنژاد از بديهياتي سخن به ميان آورده كه مي داند‘ بطور طبيعي مخالفان اين سياست اقتصادي ديگر در دنيا طرفداري ندارند و معتقدان به آن نيز در مرحله اجرا با شكست مواجه شده اند و لذا پس از يك دوره تجربه طولاني و آزمون و خطا‘ دست به انجام اصلاحات در اين زمينه زده اند كه نمونه ي بارز آن در دهه ي كنوني اتحاد جماهير شوروي سابق و پيش از آن ‘ جمهوري خلق چين است. صرفنظر از اينكه كداميك با درك واقعيت هاي موجود اقتصادي و تئوري هاي تجربه شده و موفق‘ توانستند با غلبه بر مشكلات و گذر از اقتصاد دولتي و تجديد نظر در سياست هاي اقتصادي راه پيشرفت و توسعه را براي كشور خود هموار كنند‘ اما به هر شكل واقعيت را پذيرفته و به آن گردن نهاده اند.

           ايران ما نيز از اين قاعده مستثني نيست ‘ و طبيعي است كه تجربه هاي پيش رو ما را به اين حقيقت و ضرورت نزديك كند كه بايد بهترين و كاملترين الگوهاي اقتصادي را براي حل معضلات اقتصادي خود به كار بنديم بدون آنكه خواسته باشيم بي حهت به اين مباحث و نيازها نيز نگاه  ايدئولوژيك داشته باشيم و تصور كنيم كه اسلام عزيز نيز در همه ي اين حوزه و جزييات اقتصادي براي تمامي اعصار برنامه ي كامل و مدون ارايه كرده است‘ نظراتي كه برخي كماكان بر آن اصرار مي ورزند و با اين معيار ‘ خود را رقيب روش هاي اقتصادي تجربه شده فعلي در دنيا مي دانند.

           سخن را طولاني نكنم و ضمن تاييد برخي از بخشهاي مقاله ي جناب طاهرنژاد‘ بايد بر اين نكته تاكيد كنم كه جناب آقاي مهندس موسوي در گذشته با هر نوع طرز تفكري كه به اين كشور خدمت كرده اند مربوط به همان زمان و همان شرايط خاص است و البته توفيقاتي زيادي هم در اين مقطع بدست آورده اند اما معتقدم كه نبايد براي تاييد يا تبليغ مهندس‘ كه همه كاملا به شخصيت دلسوز و خدوم ايشان ايمان داريم‘ بخواهيم برخي واقعيت ها را وارونه جلوه دهند و تلاش كنيم نظرات اقتصادي گذشته ي ايشان را طوري تبيين كنيم كه گويا مهندس موسوي از ابتدا اعتقاد قطعي و يقيني به اقتصاد بازار آزاد داشته و همه ي اتفاقاتي هم كه در دولت هاي بعدي افتاده نتيجه برنامه ها و نظرات و تفكرات اقتصادي او بوده است! بي شك خود مهندس موسوي هم راضي به چنين حمايتي نيست و حتما نيز چنين اعتقادي نيز ندارد.

           لذا معتقدم به جاي اينكه تلاش خود را بر اينگونه حمايت ها استوار سازيم‘ بهتر است با بيان شرايط  كنوني بين المللي و نيازها و ضرورت هاي اقتصادي كشور و تبيين و ارايه ي برنامه هاي علمي و تجربه شده راهكاري براي حل معضلات اقتصادي و قرار دادن واقعي كشور در مسير توسعه و پيشرفت و رسيدن به جايگاهي درخور ارايه كنيم و براي هر يك از اين معضلات تئوري اقتصادي قابل اجرا ارائه نماييم.

          و لذا معتقدم كه بايد ضمن برشمردن مشكلات و معضلات بر سر راه  يك اقتصاد پويا و سالم ‘ و ارايه راه حل هاي عملي براي تحقق آن‘ برنامه هاي اقتصادي مهندس موسوي نيز براي تنوير افكار عمومي بصورت شفاف و روشن به  جامعه ارايه دهيم و در معرض اظهار نظر ونقد صاحبان انديشه قرار دهيم‘ اينگونه است كه خواهيم توانست حمايت خود را به صورت عملي از مهندس موسوي و برنامه هاي ايشان براي اداره ي كشور اعلام كنيد.

          يكي از مباحث اصلي در اقتصاد كنوني كشور ‘ بحث سرمايه گذاري خارجي براي ايجاد رقابت با سرمايه گذاران داخلي و تعامل اقتصادي با دنيا و در نتيجه انتقال تكنولوژي و فناوري و به همراه روش هاي مديريت اقتصادي به داخل كشور است. اجراي قانون سرمايه گذاري خارجي كه بيش از هشت سال است كه متروك مانده از ضرورت هاي اين بحث است. مساله ي ديگر بحث چگونگي خصوصي سازي و واگذاري صنعت و اقتصاد به بخش خصوصي است و اينكه بستر اقتصادي براي فعاليت كليه علاقه مندان به فعاليت اقتصادي فراهم شود و راه هرگونه رانت خواري در كشور مسدود گردد. بحث مهم ديگر امنيت سرمايه گذاري اقتصادي چه سرمايه ي داخلي و چه سرمايه گذاري خارجي است كه همه مي دانيم فاكتور مهم در جلب سرمايه است. موضوع اساسي ديگر ايجاد مكانيزم لازم براي جلوگيري از ترويج فعاليت اقتصادي از نوع دلالي و نه توليدي و خدماتي است كه لازمه اجتناب ناپذير آن‘ بحث اجراي قانون پولشويي و مقابله با منابع درآمدي نامشخص و به عبارتي پول هاي كثيف است. و بحث بسيار جدي تر براي رهايي از وابستگي به نفت و  منابع سرشار آن‘ اجراي يك قانون اخذ ماليات مدرن و پيشرفته و تجربه شده است كه بخش قابل توجهي از نيازهاي مالي كشور را تامين كرده و تا حدود زيادي عدالت اقتصادي را محقق خواهد كرد. و دست آخر اينكه داشتن برنامه اي مدون وعملي براي حمايت از اقشار كم درآمد و آسيب پذيركه در اين فرايند فاكتوري مهم و اساسي است و تحقق بخش يكي ازآرمانهاي بزرگ انقلاب اسلامي يعني عدالت است. البته مهندس موسوي به اندازه ي كافي دغدغه ي اين قشر از جامعه را دارند. اينها مجموعه سوالهايي است كه چنانچه پاسخ هاي لازم به آنها داده شود بي ترديد بهتر از هر سخن ديگري از مهندس ميرحسين موسوي حمايت كرده ايم.  اينطور نيست جناب اقاي طاهرنژاد؟ 

              اگر اشكالي به مقاله ي اينجانب داريد آماده شنيدن انتقادتان هستم.

                                                                                                              گل زاده